ایجاد پست +
گزیده ای از پست ها
در خانه رایحه اسطوخودوس داشته باشید👌

عطر خوش این گل، بیخوابی را رفع میکند، استرس و فشار خون را کاهش داده، ضربان قلب را تنظیم کرده و عصبانیت و افسردگی را کاهش میدهد
@beauty_saloon2
در خانه رایحه اسطوخودوس داشته باشید👌

عطر خوش این گل، بیخوابی را رفع میکند، استرس و فشار خون را کاهش داده، ضربان قلب را تنظیم کرده و عصبانیت و افسردگی را کاهش میدهد
@beauty_saloon2
https://idli.st/Marshal/

پنل جدید اینستاگرام در لینک بالا قرار گرفت
فالور - لایک و...

🏳 @marshal_hack
امروز میخوام آموزش دانلود کامل سایت + قالب رو یاد بدم



wget -r -np -nH –cut-dirs=3 -R index.html https://www.google.com


این کد رو در terminal یا سرور لینوکس بزنین و تمام

#Lord_Ahoura
🏳️ @marshal_hack
☑️خون و گلوله

📎خون و گلوله نماد کشته شدن است. ولى آنجا كه کشتن واقعاً رخ مى دهد و امحا و احشا بيرون مى ريزند، درست در آن لحظه اى كه گرمى خون و سوزش كشنده حاصل از زخم عميق و سخت حس مى شود، در آن چند دقيقه هولناك و دردآور، خون ديگر نماد نيست بلكه علامت صريحى است كه به دريده شدن در مقام امرى واقعى ارجاع مى دهد. پاره پاره شدن جسم خويش، يعنى همان چيزى كه درك از نفس را امكان پذير مى سازد، امرى است عارى از هر نوع رويه يا حايل فرهنگ. اين قسم شكاف خوردن و خون ريختن، به معناى شكاف خوردن و دريده شدن پرده هاى فرهنگى اى است كه درك واقعيت را ممكن مى كند. ما خارج از منظومه نمادين شكل هاى فرهنگى، هيچ دركى از به اصطلاح «واقعيت ناب» و هيچ تماس «بى واسطه اى» با آن نداريم. ولى در لحظه گريزپا و آذرخش گونه «شلیک» و خيزش درد كه با بسته شدن چشم ها و ساييدن دندان ها همراه است، همواره برانگيزاننده حسى بدوى و ماقبل تمدنى است. درد شديد در مقام ادراكى بدوى، به ماقبل فرهنگ ارجاع مى دهد. تداوم درد شديد جسمانى، تداوم توحش است. مابقى دردها فرهنگى اند. بدين سان، ميل شديد به کشتن نیز، ميلى بدوى و موحش است. آن ميلى كه نمى تواند در خود عرصه فرهنگ، يا همان سطح، تحقق يابد، مى كوشد با رفتن به عمق يا همان ريختن خون و شكافتن و منهدم ساختن ارضا شود.

2️⃣ارتباط با ديگرى صرفاً به ميانجى زبان، به منزله نماد اعظم فرهنگ، امكان پذير است، حتى وقتى اين ارتباط مبتنى بر خشونت و معطوف به ستيز و پس نشاندن ديگرى باشد. تاريخ فرهنگ، تاريخ تحول مادى اين ميانجى هاست. ميانجى هايى كه شيوه ارتباط گيرى آدميان را نيز تعيين مى كنند. هرچه عرصه اين ميانجى ها فراخ تر باشد، تنوع روابط و انعطاف پذيرى آنها نيز بيشتر است. اين روابط مى توانند ستيز و منازعه را نيز در بر بگيرند. از دعواهاى لفظى همسران و تيكه انداختن جوانان برافروخته و شاخ وشانه كشيدن هاى سياستمداران گرفته تا جنگ سرد، همگى مبتنى بر همين ميانجى هايند و از امكانات عرصه نمادين بهره مى گيرند.

3️⃣تمدن از بدو امر با مفهوم مبادله گره خورده است. مبادله كنشى فرهنگى است. از يك سو مبين درك امر كلى و امر جزيى و لاجرم آشنايى با مفهوم انتزاع است و از سوى ديگر بر بازشناسى ديگرى و وضع قواعدى براى ارتباط گيرى با او و زيستن در كنار او در قالب يك جماعت دلالت دارد. اين مبادله در عرصه نمادين نيز مى تواند صورت گيرد. در واقع عرصه اى كه عارى از جدال و ستيز و اراده معطوف به قدرت نيست. فرهنگ داشتن به معناى بلد بودن قواعد بازى نيز هست. فرهنگ اساساً نوعى بازى است. پيچيدگى هاى بازى المپيايى يونان باستان مبين پيچيدگى و غناى فرهنگ يونان بود. فرهنگ داشتن يعنى رعايت كردن قواعد بازى. هرچه فرهنگ نحيف تر و كم مايه تر باشد، قواعد بازى اش صلب تر و ابلهانه تر و عرصه نمادين اش تنگ تر و بويناك تر است. چنين فرهنگى اساساً فاقد روادارى است.

4️⃣در غرب بين زوجین به رغم خشونتى گاها ممکن است که بروز کند، نوعى مبادله نمادين وجود دارد. كسى قصد كشتن ديگرى را ندارد. پرده ها حفظ مى شوند. در جوامع بهره مند از عرصه نمادين فراخ و منعطف، اين بازى به خوبى بازى مى شود. معمولاً مطالبات نيز برآورده مى شود. دو طرف، قواعد بازى را رعايت مى كنند. جامعه مى تواند در برابر كنش هاى اعتراضى، در مقام كنش هايى به ميانجى فرهنگ، به نحو انعطاف پذيرى واكنش نشان دهد اما در جامعه بسته و رو به توحش كه عرصه نمادين سخت تنگ است، پرده ها به سرعت دريده مى شود، مى خواهند به عمق روند و ميل دريدن را در فراسوى ميانجى هاى فرهنگى «واقعاً» تحقق بخشند. گلوله ها «واقعاً» شليك مى شوند. حتی باتوم ها نیز ديگر فقط نشانه اقتدار نيستند بلكه عامل عينى اقتدار در جامعه اى هستند كه در كار مبادله نمادين همان قدر خام است كه در كار ديگر مبادله ها.

◼️بدل شدن باتوم به چماق مبين ميل به دريدن پرده نمادين يا به واقع خواست توحش و خون گرم است. سوء تفاهم عميق آنها درباره فرهنگ باعث مى شود باتوم را چماق بفهمند.
https://t.me/aaagora
🌺🎓🌺🎓🌺🎓🌺🎓🌺🎓
🎓✨
🌺
📢 ویژه کنکور ۹۹ نظام جدید و نظام قدیم

✍ خدمات مشاوره کنکور ۹۹📚

️◽️ مشاوره کنکور و پیشرفت تحصیلی ( ارتقای معدل؛ پرسش و پاسخ )
◽️معرفی منابع درجه ۱
◽️ روش مطالعه تمام دروس
◽️ روش تست زنی و مرور
◽️ ارائه برنامه راهبردی و ساعتی
◽️ ارائه نکات لازم در مورد کنکور
◽️ پشتیبانی و همراهی تا روز کنکور
◽️ تدریس آنلاین

◽️ خدمات رایگان مختص داوطلبان:🌹
▫️ کتاب درسی با حل تمارین ( Pdf)
▫️ جزوه ناب عربی ؛ جزوه کلیدواژه ای دین و زندگی ( جواب زیر ۱۰ ثانیه )؛ جزوه ریاضی انسانی؛ جزوه تمارین اقتصاد؛ جزوه رمزگردانی شده تاریخ ادبیات و..


🔳 همراه با👇
▪️ مشاور کنکور ۹۹
▪️رتبه ۵۰۰ کنکور (با چند ماه مطالعه)
▪️ دانشجوی دانشگاه فرهنگیان تهران
▪️مدرس ودبیر زبان و ادبیات عرب


👁‍🗨 جهت مشاوره و پرسش و پاسخ به ادمین پیام دهید.

💡ویژه کنکور ۹۹ نظام جدید و قدیم💡


🌐 t.me/konkur_ensaniiii
🆔@konkur98_moshaver1
در صورت اخطار گوگل پروتکت گزینه ای که در تصویر مشخص شده است را انتخاب کنید تا اپليكيشن هاي شما از روي گوشي هاتون پاك نشن. بدون نیاز به فیلتر شکن 🌹با ما به روز باشید. 👇👇 در این جاه دانلود کنید با حجم کم 🔘#اخبار_فرهنگی_شهرستان های کل #کشور 🔘 medueshtehard@
در صورت اخطار گوگل پروتکت گزینه ای که در تصویر مشخص شده است را انتخاب کنید تا اپليكيشن هاي شما از روي گوشي هاتون پاك نشن. بدون نیاز به فیلتر شکن 🌹با ما به روز باشید. 👇👇 در این جاه دانلود کنید با حجم کم 🔘#اخبار_فرهنگی_شهرستان های کل #کشور 🔘
ایدی کانال medueshtehard@
در صورت اخطار گوگل پروتکت گزینه ای که در تصویر مشخص شده است را انتخاب کنید تا اپليكيشن هاي شما از روي گوشي هاتون پاك نشن. بدون نیاز به فیلتر شکن 🌹با ما به روز باشید. 👇👇 در این جاه دانلود کنید با حجم کم 🔘#اخبار_فرهنگی_شهرستان های کل #کشور 🔘 medueshtehard@
#بروزترین_و_مهمترین_اخبار_و_حوادث_شهرستان، #اخبار فرهنگیان، استخدامی، تعطیلی مدارس، تصاویر مراسمات مربوط به آموزش و پرورش، #درددل و #صدای_شهروندی

@medueshtehard
😍😍😍فوری عضو شو😍😍😍
#بروزترین_و_مهمترین_اخبار_و_حوادث_شهرستان، #اخبار فرهنگیان، استخدامی، تعطیلی مدارس، تصاویر مراسمات مربوط به آموزش و پرورش، #درددل و #صدای_شهروندی

@medueshtehard
😍😍😍فوری عضو شو😍😍😍
گلایه و شکایت پیرمرد از شغلش

متاسفانه اوضاع اقتصادی خوب نیست کاسبا اعصاب ندارن ...


#تلنگر



@Gayande85
کانال انتقال خون داراب را به دوستانتان معرفی کنید .
شاید بواسطه مهرتان،یک اهداکننده به جمع خانواده انتقال خون بپیوندد.

اهدای خون سالم و مستمر اهدای زندگی

👇👇👇👇👇👇
🌡کانال انتقال خون داراب
https://t.me/joinchat/AAAAAERN4xHybrOLAJoK4g
🛑بازدید محسن پور سید آقایی معاون حمل ونقل و ترافیک شهرداری تهران از منطقه ۱۶
🛑پور سید آقایی به همراه هادی زبده شهردار منطقه ۱۶از خانه دوچرخه بوستان بعثت، بوستان آموزشی ترافیک، ایستگاه های متروی شوش و ترمینال جنوب ، خیابان صابونیان و....بازدید کردند.
🛑معاون حمل ونقل و ترافیک شهرداری تهران پس از این بازدید ها با حضور در جلسه ای در دفتر شهردار منطقه ۱۶ مسائل ترافیکی و حمل ونقلی شهروندان منطقه را مورد ارزیابی قراردادند.

#تهران_شهری_برای_همه
#شهرداری_منطقه۱۶
#روابط_عمومی_شهرداری_منطقه۱۶

🆔 @Tehrantimes_online
https://instagram.com/region16.tehran
برای خرید و دیدن قیمت این گوشی 👇👇👇👇👇کلیک کنید

https://affstat.adro.co/click/51dc2bc8-7e7c-49e5-ba95-a3f366623031


در انواع رنگ ها

همراه با گارانتی
برای خرید و دیدن قیمت این گوشی 👇👇👇👇👇کلیک کنید

https://affstat.adro.co/click/51dc2bc8-7e7c-49e5-ba95-a3f366623031


در انواع رنگ ها

همراه با گارانتی
گانودرما لوسیدوم(گیاه پادشاهان -پادشاه گیاهان) حاوی ۱۲۷انتی اکسیدان که قوی ترین انتی اکسیدان دنیا شناخته شده است بیش از ۳۰ نوع بیماری را درمان و حتی جلوگیری-بهبود میبخشد جهت اطلاع بیشتر و مشورت با مشاور با شماره زیر در ارتباط باشید .....
۰۹۰۲۷۴۹۰۱۳۷
سامانه «هفتاد سی» کاربران را در ۷۰ درصد سود بازار بزرگ محصولات اعتباری از جمله شارژ و بسته های اینترنت و قبض و… شریک می کند.
شما روی خرید کسانی که از طریق شما با سایت و اپ ۷۰۳۰ آشنا شده اند، سود مشخص خواهید داشت.
از طریق لینک زیر در چند ثانیه عضو شوید و شروع به درآمدزائی کنید.
https://7030.ir/r/0073465734
با اولین شارژ سود خود را دریافت کنید
شناسه‌ی معرف هنگام ثبت نام: 0073465734
جورجینیا رو هم ببینید و راضی باشید😁😍
دوست دختر (نامزد) رونالد هستن ایشون😁😄
@xfutballx
بیان کامل نفس

بادی نیست که بتواند کشتی مرا سرگردان یا جزر و مد تقدیرم را دگرگون کند .

هرانسانی را بیان نفس است . یعنی جایی هست که تنها او باید پرکند ، نه کس دیگر .کاری هست که تنها او باید به انجام برساند ، ،نه کس دیگر . و این تقدیر او است .
این تقدیر در ذهن الهی دارای صورتی است کامل ، و در انتظار تا آدمی آن را باز شناسد .منتها از آنجا که نیروی خیال نیرویی است خلاق ، ضرورت دارد که پیش از اینکه آن صورت به عینیت در آید ، آدمی آن را به چشم دیده باشد.

از این رو ، والاترین خواهش آدمی ، آگاهی از طرح الهی زندگی خویشتن است .
زیرا چه بسا کوچکترین تصویری از آن نداشته باشد . چرا که شاید صاحب استعدادی باشد شگفت انگیز ، منتها نهفته در ژرفترین زوایای و جود :
پس آدمی باید چنین بطلبد :
جان لایتناهی ، راه ظهور طرح زندگیم را بگشا ! بگذار تا هم اکنون نبوغ درونم عیان و بیان شود .بگذار تا هم اکنون آن طرح کامل به چشم ببینم .آن طرح کامل ، سلامت و ثروت و محبت و بیان کامل نفس را در بر می گیرد. این عرصه از حیات است که شادمانی تمام عیار به بار می آورد.
هنگامی که آدمی آگاهی از طرح الهی زندگی خویشتن را بطلبد ، چه بسا در زندگی خود با دگرگونیهایی عظیم رویارو شود. زیرا قریب به اتفاق انسانها از طرح زندگی خود دور افتاده اند .
زنی را می شناسم که به محض اینکه آگاهی از طرح الهی زندگی خود را طلبید ، امورش چنان از هم پاشید که انگار زندگیش دجار توفان شده بود . اما نوسازگاریها نیز بی درنگ از راه رسیدند و شرایطی تازه و اعجاب انگیز جایگزین اوضاع قدیم شد .

بیان کامل نفس ، نه زحمتی که مرحمتی است چنان افسونگر که بیشتر به بازی می ماند . همچنین شاگرد می داند هنگامی که به عالمی پا می گذارد که امور مالی آن به دست خدا انجام می گیرد ، برکات مورد نیاز (بیان کامل نفس) او نیز از راه رسید .
چه بسیار آن نوابغی که سالهای سال در تلاش معاش بوده اند . منتها به محض اینکه کلام لازم را بر زبان آوردند و ایمان خود را نشان دادند ، پولی را که لازم داشتند به دست آوردند .
مثلا روزی در پایان کلاسم مردی نزدم آمد و یک سنت توی دستم گذاشت و گفت : در تمام دنیا تنها همین هفت سنت را دارم و یک سنت را هم به شما می دهم ، چون به نفوذ کلامتان ایمان دارم و از شما می خواهم که کلامی بر زبان آورید تا به بیان کامل نفس و توانگری برسم .

من نیز کلام لازم را بر زبان آوردم و یک سالی او را ندیدم تا اینکه روزی موفق و شاد با جیبی پر پول وارد کلاسم شد و گفت : به محض اینکه کلام لازم را بر زبان آوردید ، در شهری دور شغلی به من پیشنهاد شد و اکنون دارم به چشم خود سلانت و ثروتم را می بینم .
چه بسا بیان کامل نفس زنی این باشد که همسری کامل ، مادری کامل ، یا کدبانویی قابل و نه لزوما صاحب شغل و حرفه ای بیرون از منزل .
رهنمود های مشخص بطلبید تا راهتان هموار و کامیاب شوید.
آدمی هرگز نباید مجسم کند یا به زور تصویر ذهنی بسازد . هنگامی که او می طلبد تا طرح الهی به ذهن هشیارش بیاید ، بارقه های الهام بر دلش خواهد تابید و خود را در حال به دست آوردن توفیقی بزرگ خواهد دید . این تصویری که نباید از آن چشم بر دارد .

وجنگها، وصف جنگ آدمی است بر ضد اندیشه های فانی . و دشمنان شخص

این رو ، انسان باید دقت کند تا آن غلام شریربیکاره نباشد که تاوانی استعدادش را مدفون کرد.زیرا برای عدم استفاده از توانایی خود ، از مهیب باید پرداخت .

اغلب ترس است که میان آدمی و بیان کامل نفس او جدایی می افکند .

چه بیشمار نوابغی که از وحشت روی صحنه آمدن از کار بازمانده اند .با شفا و شفاعت می توان بر این ترس غالب آمد . نگاه آدمی با دست دادن احساس خود آگاهی ، خویشتن را بسان ابزاری می یابد تا خرد لایتناهی از طریق او عیان و بیان گردد .

یقین دارد که الوهیتی که در درون او است کار را به انجام می رساند .

پسرکی خرد سال بیشتر اوقات با مادرش به کلاسم می آمد .پسرک از من خواست تا برای امتحانات مدرسه اش شفاعت کنم و کلام را بر زبان آورم

به او گفتم این عبارت را تکرار کند :

من با خرد لایتناهی یگانه ام .پس هر چه را که باید در باره ی این موضوع بدانم می دانم .

در درس تاریخ ، معلومات کافی داشت اما در درس حساب خود چندان مطمئن نبود . دفعه بعد که او را دیدم گفت : برای حسابم آن عبارت را تکرار کردم و نمره ام عالی شد .منتها چون فکر میکردم تاریخم خوب است و به خودم متکی بودم ، آن جمله را تکرار نکردم و نمره ام خیلی بد شد . هرگاه انسان بیش از اندازه از خود مطمئن باشد .اغلب با مانعی باز دارنده برخورد می کند که معنایش این است که به جای توکل به الوهیت درون به شخصیت خود اتکا کرده است.

یکی از شاگردانم برایم حکایت کرد که تابستانی به قصد سفری دور و دراز به سرزمینهایی رفت که زبان آنها را نمی دانست .منتها لحظه به لحظه ، هدایت و حمایت می طلبید و همه ی کارهایش به طرزی معجزه آسا نرم و آسان پیش می رفت . نه در دریافت چمدانهایش تاخیری روی می داد و نه مسئله ی زبان پیش می آمدو نه دشواری جا در بهترین هتلها . و به هرجا که می رفت عالیترین خدمات در اختیارش قرار می گرفت . اما وقتی به نیویورک برگشت که زبانش را می دانست ، فکر کرد که خدا دیگر لازم نیست . پس به طور عادی دنبال کارهایش را گرفت و همه چیز خراب از کار در آمد .

چمدانهایش با تاخیر به دستش رسیدند و همه ی کارهایش چون کلاف سر در گم به هم پیچیدند و دچار ناهماهنگی و آشفتگی شد .شاگرد باید احساس حضور خدا را به عادت بدل کند تا لحظه ای از یاد خدا غافل نباشد . در همه ی راههای خود او را بشناس و او طریقهایت را راست خواهد گردانید . هیچ چیز زیاده از حد ناچیز یا زیاده از حد عظیم نیست

گاه رویدادی بس ناچیز می تواند نقطه ی عطف زندگی انسان باشد .

رابرت فولتون با دیدن آب جوش که از یک کتری بخار می کرد کشتی بخار را دید ! چه بسیار دیده ام که شاگردی با مقاومت کردن یا نشان دادن راه ، نگذاشته که خواسته اش عینیت یابد .

او ایمان خود را وا می دارد که به ی چاره چشم بدوزد .و به آن تدبیری فرمان می دهد که خود برای برآوردن خواسته اش می پسندد . یعنی همان راه ، کاری که همه ی راهها مسدود می کند .

زیرا خداوند که عقل کل است می فرماید : افکار شما نیست و طریقهای شما طریقهای من نیست . این قدرت نیز چون هر قدرت دیگر : -خواه بخار و خواه الکتریسته -به موتور یا ابزاری بی مقاومت نیاز دارد تا بتوانداز طریق آن کار کند . انسان به منزله ی ان موتور یا آن ابزاراست .

بارها به آدمی گفته اند که خاموش بایستد .

خداوندبه شما چنین می گوید از این گروه عظیم ترسان و هراسان مباشید زیرا که جنگ از آن شما نیست بلکه از آن خدا است . فردا به نزد ایشان فرود آیید . در این وقت بر شما نخواهد بود که جنگ کنید . بایستید و نجات خداوند را که باشما خواهد بود ببینید.

در مورد آن دو هزار دلار که از طریق صاحب خانه به دست زن رسید نیز می بینیم که زمانی این امر به وقوع پیوست که زن رنجش و مقاومت را کنار گذاشت .و همچنین آن زن دیگر ، زمانی محبت مرد دلخواهش را بازستاند که کینه و کدورت را فراموش کرد و همه ی رنجهایش باز ایستاد .

هدف شاگرد باید تعادل و توازون باشد !چون توازون یعنی قدرت .زیرا به قدرت خدا مجال می دهد تا به درون آدمی بشتابد و آنچه را که رضامندی او را به جا می آورد اراده کند و به انجام برساند

انسان متوازن به روشنی فکر می کند و به سرعت تصمیم درست می گیرد .و کوچکترین مسئله از چشمش مخفی نمی ماند .

خشم نمی گذارد که انسان جلو چشم خود را ببیند . خون را مسموم می کند. ریشه ی همه ی امراض است و سبب تصمیم گیریهای نادرست که به شکست می انجامد .

واکنش خشم چنان زیان آور است که آن را از (گناهان ) کبیره خوانده اند.

شاگرد می آموزد که در مابعدالطبیعه گناه مفهومی بس و سیعتر دارد .

هرچه از ایمان نیست گناه است .

او در می یابد که ترس و نگرانی گناهانی مهلک اند . ایمان وارونه اند .زیرا از طریق تصاویر منحرف ذهنی ، هر چه را که از آن بیم دارند به عینیت در می آورند .وظیفه ی شاگرد ، تا راندن این دشمنان ( از ذهن نیمه هشیار ) است . انسان بی باک به اتمام رسیده است ! موریس مترلینگ می گوید : انسان خدایی است ترسان .

درفصلهای پیشین خواندیم که آدمی تنها با پیش تاختن به سوی چیزی که از آن می هراسد می تواند بر ترس خود چیره شود . وقتی یهوشافاط و لشکر او آماده ی رویارویی با دشمن شدند و چنین آواز سر دادند که : خداوند را حمد گویید زیرا که رحمت او تا ابدالاباد است . دیدند که دشمنان یکدیگر را هلاک کرده اند .

مثلا زنی از دوستی خواست تا پیامی را به کسی برساند .دوست ازرساندن این پیام واهمه داشت . ذهن استدلالی می گفت :دراین کار دخالت نکن و پیام را نرسان .

روحش در عذاب بود چون به زن قول داده بود.عاقبت بر آن شد که بر شیر بتازد و قانون حمایت الهی را بطلبد. با کسی که باید پیام را به او می رساند دیدار کرد و تا دهان گشود که آن را بگوید آن شخص گفت که : راستی فلانی از شهر رفته ! این گفته رساندن پیام را غیر لازم کرد . چون همه ماجرا منوط به این بود که آن شخص در شهر باشد . به محض اینکه انسان اراده کند تا کاری را به انجام برساند که از آن می هراسد ، دیگر مجبور به انجام آن نخواهد بود .

شاگرد اغلب با اعتقاد خود به عدم تکمیل ، ظهور خواسته اش را به تعویق می اندازد . او باید مدام تکرار کند : در ذهن الهی تنها تکمیل هست و کامل .پس خواسته ی من به انجام رسیده است . در حال این خواسته ، کار عالی باشد یا خانه ی عالی ، یا سلامت کامل ،ویاهرچیز دیگر .انسان هر چه بطلبد صورتی است کامل که پیشاپیش در ذهن الهی نقش بسته است و باید در پرتو لطف الهی و به طرزی عالی عینیت یابد

آدمی باید شکر به جا آوردکه خواسته اش پیشاپیش در عرصه ی غیبی ستانده است ، و مجدانه برای دریافت آن در عرصه ی عینی ندارک ببیند

یکی از شاگردانم نیازمند توفیق مالی بود .نزد من آمد . پرسید چرا این ظهور تکمیل نیافته و به عینیت در نیامده است ؟



گفتم : بله .حق با شمااست .من اغلب کاری را آغاز می کنم به اتمام نمی رسانم .اما همین حالا به خانه می روم و کاری را که هفته ها پیش آغاز کرده ام به پایان می رسانم . مطمئن هستم که با انجام این کار ، خواسته ام بی درنگ عینیت خواهد یافت

پس با پشتکار هر چه تمامتر خیاطی اش را به پایان رساند . چندی نگذشت که پول مورد نیازش به حیرت انگیز ترین راه ممکن به دستش رسید .آن ماه دو بار به شوهرش حقوق دادند . هنگامی هم که به مسئولان اشتباهشان را متذکر شدند پاسخ شنیدند که آن را پس ندهند و نگاه دارند .

هرگاه آدمی با ایمان بطلبد باید بستاند .زیرا خدا چاره ساز است و ندابیر خود را می آفریند !

گاه از من پرسیده اند : فرض کنید شخصی چند استعداد دارد. از کجت بداند کدامیک را باید انتخاب کند ؟ پاسخم این است که هدایت بطلبید .

بگویید : جان لایتناهی،رهنمودی مشخص به من بده .بیان کامل نفس مرا بر من آشکار کن .نشانم بده که در این لحظه از کدام استعدادم باید استفاده کنم!

کسانی را دیده ام که بی هیچ آمادگی قبلی یا باآموزشی اندک ، کاری کاملا تازه را آغاز کرده اند و به هیچ مشکلی هم بر نخورده اند .مدام تکرار کمید : (من برای طرح الهی زندگیم کاملا مجهزم ) و هرگاه فرصتی پیش می آید بی باکانه آن را بقاپید .

برخی از مردم بخشندگانی خوشدل اند ، اما گیرنده ای نامطبوع .به دلیل غروریا به دلایلی منفی هدایا را نمی پذیرند.از این رو ، راهها و چاره ها را مسدود می کنند و سرانجام نیز خود را در کمبود یا تندرستی می یابند.مثلا به زنی که پول زیادی بخشیده بود ، چند هزار دلار هدیه شد که با گفتن اینکه به آن نیاز ندارند ، هدیه را نپذیرفت .چندی نگذشت که برایش یک گرفتاری مالی پیش آمد و ناچار شد که همان مبلغ را قرض کند . آدمی باید آنچه را که در ازای کار خودش به او باز می گردد در نهایت لطف بپذیرد .مفت داده ای پس مفت بگیر !

انسان با هر دست بدهد با همان دست می گیرد . و همیشه میان دادستد موازانه ای کامل برقرار است . هرچند آدمی باید بی هیچ چشمداشت ببخشد اما اگر آنچه را که به سوی او باز می گردد نپذیرد از قانون تخلف ورزیده است .زیرا همه ی هدایا از جانب خدا می آیند و انسانها تنها وسیله اند .

حتی فکر تنگدستی نیز نباید از سر انسان بخشنده بگذرد .

مثلا هنگامی که آن مرد به من یک سنت داد ، نگفتم : آخر این طفلکی که بضاعتش نمی رسد آن را به من بدهد . من اورا ثروتمند و توانگر دیدم وزیر باران نعمتی که بر سرش می بارید . و همین اندیشه بود که برایش برکت آورد . اگر کسی گیرنده ای نامطبوع باشد باید گیرنده ای خوشدل شود . و حتی اگر یک عدد تمبر به او بدهند باید آن را بپذیرد تا همه ی راهها را به روی خود بگشاید .

خداوند گیرنده ی مطبوع را به اندازه ی بخشنده ی خوشدل دوست دارد .

اغلب از من پرسیده اند که چرا انسانی سالم و ثروتمند ، و انسانی دیگر بیمار و فقیر به دنیا می آید ؟

هر معلولی زاییده ی علتی است و چیزی به نام تصادف و جود ندارد .

و پاسخ این پرسش ، قانون تناسخ است .زیرا آدمی از تولدها و مرگهای بیشمار می گذرد تا از حقیقتی آگاه گردد که او را می رهاند .

آدمی به دلیل آرزویی برنیامده به عالم خاکی باز می گردد تا دیون (کارما ) یی خود را بپردازد یا (تقدیرش را به انجام برساند ).

ذهن نیمه هشیار انسانی که سالم و ثروتمند به دنیا آمده است ، در زندگی گذشته اش تصاویر سلامت و ثروت را نقش کرده است و انسان فقیر و بیمار ، تصاویر فقر و بیماری را . زیرا آدمی در هر عرصه ای حاصل جمع معتقدات ذهن نیمه هشیارش را عیان می سازد .

هر چند تولد و مرگ قوانینی ساخته ی انسانند .زیرا (مزد گناه مرگ است .)

بسان هبوط آدم به هشیاری که زاییده ی اعتقاد به دو قدرت بود .انسان راستین یا انسان معنوی . بی تولد و بی مرگ است ! هرگز به وجود نیامده واز وجود نرفته است .او که هست و بود و خواهد بود .

پس از طریق حقیقت است که آدمی از قانون کارما و گناه و مرگ می رهد ، و انسانی را که آفریده به سیما و شبیه او است متجلی می سازد .

رهایی آدمی با عینیت بخشیدن به طرح الهی زندگیش یا به انجام رساندن تقدیرش از راه می رسد .

آنگاه آقایش به او می گوید :آفرین ای غلام نیک متدین . بر چیزهای اندک امین بودی ، تورا برچیزهای بسیار (خود مرگ) خواهم گماشت .به شادی خداوند خود (حیات ابدی ) وارد شو.